عقد صلح یا قرارداد صلح ؛ قوانین، ضوابط و نکات

عقد صلح یا قرارداد صلح ؛ قوانین، ضوابط و نکات

آذر 7, 1399
  /  
منتشر شده در قرارداد
،
مقالات
،
مشاوره حقوقی با وکیل

وقتی میان دو نفر نزاعی رخ می‌دهد یا اختلافی وجود دارد، می‌توان از نظر حقوقی با عقد قرارداد به این نزاع خاتمه داد، حتی اگر پیش‌بینی شود که ممکن است اختلاف در آینده به وجود بیاید، می‌شود از عقد صلح استفاده کرد و از آن جلوگیری نمود؛ همچنین گاهی اوقات اشخاص ممکن است بخواهند که توافقات میان آنها در قالبی مستحکم و در عین حال رها از شرایط یک عقد خاص باشد؛ به طور مثال می‌خواهند اثر تملیک را داشته باشند ولی نمی‌خواهند در قالب در عقد بیع معامله کنند، که در این موارد نیز قالب قرارداد صلح بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این مقاله با شرایط و مقررات قانونی این عقد مهم آشنا می‌شویم.

تعریف عقد صلح

در اصطلاح لغوی صلح به معنای سازش، توافق و آشتی آمده است و در اصطلاح حقوقی طبق ماده ۷۵۲ قانون مدنی، قراردادی است که در آن افراد با یکدیگر توافق می‌کنند که اختلاف خود را کنار بگذارند و یا از اختلافی که ممکن است پیش بیاید جلوگیری می‌کنند.

گفتنی است که در قانون مدنی ما معانی وسیع‌تری هم برای عقد صلح در نظر گرفته شده است و تنها محدود به خاتمه نزاع نمی‌شود، بلکه می‌توان آن را جایگزین عقود دیگر دانست و از ابتدا می‌توان آن را وسیله معامله قرار داد.

انواع عقد صلح

بنا بر تعریفی که ارائه شد، در قانون دو نوع عقد صلح وجود دارد:

صلح برای رفع نزاع:

همان حالت اولیه عقد صلح است که برای پایان دادن به دعوی یا جلوگیری از آن، منعقد می‌شود؛ این نوع عقد دارای ویژگی‌هایی است:

  • پس از عقد این قرارداد برای رفع دعوی، هیچ‌یک از طرفین نمی‌تواند آن را فسخ کند مگر اینکه دیگری به تعهدات خود عمل نکند یا این قضیه در حین عقد ذکر شده باشد.
  • وقتی که صلح برای رفع نزاع انجام می‌شود در شمار عقود معوّض قرار می‌گیرد، یعنی هر یک از طرفین تعهد می‌کنند که مال یا حقی را به دیگری واگذار کنند هرچند ارزش هر دو طرف برابر نباشد.
  • پذیرش عقد قرارداد صلح برای رفع دعوی از سوی یک طرف قرارداد به معنای این نیست که حق را به دیگری داده است؛ هم‌چنین وکیلی که برای پیگیری نزاع استخدام شده نمی‌تواند با برقراری سازش کار را تمام کند مگر اینکه در قرارداد وکالت ذکر شده باشد.
حتما بخوانید:وکیل تنظیم قرارداد

صلح در مقام معامله:

نوعی از قرارداد صلح است که به صورت عرف به جای عقود دیگر به کار می‌روند؛ یعنی قرار نیست حتما نزاعی باشد تا قرارداد صلح نوشته شود و طرفین معامله می‌توانند از ابتدا برای معامله کردن از آن استفاده کنند؛ امّا در قانون شرایطی برای این نوع از قرارداد ذکر شده است:

  • وقتی صلح جایگزین قراردادی می‌شود، تمام مقررات آن قرارداد اجرایی نخواهد بود و نام آن قرارداد هم کاربردی نخواهد داشت، مثلا اگر به جای هبه استفاده شود که در آن قبض کردن مال هبه شده (تحویل دادن مال به طرف عقد) از شرایط اصلی است، اگر به صورت صلح دربیاید دیگر قبض مال از شرایط اصلی قرارداد نیست.
  • نمی‌شود تمام قراردادهای موجود در قانون را به صورت صلح درآورد و فقط عقود اجاره، هبه، بیع، عاریه و ابراء، این ویژگی را دارند.
  • در این شرایط هیچ‌یک از طرفین نمی‌توانند قرارداد را فسخ کنند مگر اینکه این حق برای آنها در عقد منظور شده باشد.
  • عقد صلح وقتب به صورت ابتدایی و بدون نزاع منعقد شود، بر اساس قانون به صورت بلاعوض یا رایگان هم معتبر خواهد بود یعنی فرد می‌تواند طی قرارداد بگوید که فلان مال را به شخص دوم بخشیدم بدون اینکه مبلغی دریافت کند و این قرارداد معتبر خواهد بود.

عقد صلح به جای چه عقودی قرار می‌گیرد؟

بر اساس قانون ما قرارداد صلح می‌تواند به شکل فرعی به جای یک سری از قراردادها کاربرد داشته باشد که در ادامه برخی از آنها را می‌خوانید:

  • عقد اجاره: صلح می‌تواند به جای اجاره که در حقیقت انتقال منفعت مال در برابر مبلغی معلوم است، قرار بگیرد. مثلا شخصی به جای اینکه از طریق انعقاد عقد اجاره ملک خود را به مستأجر اجاره دهد این کار را از طریق انعقاد قرارداد صلح انجام می‌دهد بدون اینکه شرایط و قواعد اجاره بر آن تحمیل شود.
  • عقد عاریه: هم‌چنین کاربرد آن به جای عاریه که واگذاری منفعت مال، بدون دریافت مبلغ است، ممکن خواهد بود. به طور مثال فردی که می‌خواهد مالش را برای استفاده مجانی به دیگری عاریه دهد، این کار را از طریق تنظیم عقد صلح انجام می‌دهد.
  • عقد بیع: قرارداد خرید و فروش یا انتقال مال در ازای دریافت مبلغ مشخص، از قراردادهایی است که عقد صلح می‌تواند به جای آن بنشیند.
  • ابراء: اسقاط دِین نیز از عقودی است که صلح می‌تواند جای آن را بگیرد.
  • هبه: یا همان هدیه دادن یا به عبارتی انتقال مالکیت مالی بدون دریافت مبلغ هم خاصیت آن را دارد که قرارداد صلح به جای آن منعقد شود.

شرایط صحّت عقد صلح

در قانون شرایطی برای درست بودن این عقد ذکر شده که در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم:

  • طرفین معامله باید اهلیت داشته باشند (بالغ، رشید و عاقل).
  • نباید برای امری غیرمشروع یا امری باطل منعقد شود.
  • این عقد نباید برای فرار از دِین باشد.
  • طرفین قرارداد فقط راجع به اموال شخصی خود حق دارند که صلح کنند.
  • عقد صلح نباید مخالف عرف و قواعد عمومی یا به ضرر شخص ثالثی باشد.

اوصاف عقد صلح

این عقد نیز مانند عقود دیگر از نظر حقوقی ویژگی‌هایی دارد:

  • عقدی معیّن است یعنی در قانون نام و قواعد آن ذکر شده است.
  • عقدی معوّض است یعنی می‌تواند در ازای دریافت عوض باشد.
  • عقدی رضایی است یعنی به محض رضایت طرفین، منعقد می‌شود و نیازی به تشریفات ندارد.
  • طبق ماده ۷۶۰ قانون مدنی عقدی لازم است، اگرچه در مقام جایز آمده باشد یعنی نمی‌توان آن را فسخ کرد مگر در مواردی که خیار قانونی باشد.

اشتباه در عقد صلح

در ماده ۷۶۲ قانون مدنی بیان شده است که اگر در مورد و موضوع عقد صلح یا طرف مصالحه، اشتباهی رخ داده باشد، قرارداد باطل می‌شود؛ البته باید بدانید که زمانی اشتباه در مورد فرد طرف معامله باعث باطل شدن آن می‌گردد که شخصیت او به عنوان علّت اصلی قرارداد تلقّی شود. به عبارت دیگر منظور نظر کسی که صلح می‌کرده یک شخص خاصی بوده و حالا مشخص شده صلح نسبت به ثالث رخ داده که اصلاً مورد نظر نبوده است.

از سوی دیگر اشتباه در موضوع و مورد صلح زمانی موجب بطلان قرارداد می‌گردد که اشتباه در مورد اوصاف اساسی و مهم موضوع مورد معامله رخ داده باشد و نه در مورد اوصاف فرعی و غیر مهم آن. نکته مهم دیگر این است که تأثیر اشتباه در قرارداد همیشه به یک حالت نیست امّا بعضی اوقات به قدری مهم تلقی می‌شود که می‌‌تواند به کلی معامله را باطل کند.

گاهی نیز اشتباه در عقد صلح باعث ایجاد اختیار فسخ خواهد شد و در بعضی موارد می‌تواند هیچ اثر خاصی بر عقد نداشته باشد و گاه نیز باعث عدم نفوذ آن می‌شود.

اشتباه در موضوع دعوا

قسمتی از ماده ۷۶۵ قانون مدنی می‌گوید اگر صلح در مورد دعوا و اختلافی باشد و بعدا مشخص شود که پایه این اختلاف معامله‌ای باطل بوده، صلح مربوط به آن نیز باطل است؛ یعنی اینکه اگر طرفین معامله به این تصور که قرارداد صحیح است، درباره جوانب مختلف آن مانند خیارات فسخ (اختیار فسخ معامله) یا یکی از شروط ضمن عقد با مشکل مواجه شوند و در مورد آن عقد صلح جاری کنند، اگر بعدا مشخص شود که قرارداد مذکور به علت نداشتن یکی از شرایط قانونی، از پایه باطل بوده است، قرارداد صلح حاصل از آن نیز باطل محسوب خواهد شد چون در موضوع مورد دعوا اشتباه رخ داده است.

همچنین ماده ۷۶۷ قانون مدنی مقرر داشته که اگر پس از صلح مشخص بشود که موضوعی که بر آن صلح منعقد شده، منتفی بوده، قرارداد باطل خواهد بود؛ به طور مثال در یک نفر متهم پرونده‌ قتلی بوده و برای حل و فصل آن اختلاف با اولیای دم قرارداد صلح منعقد کرده و بعد مشخص شده اصلا شخص به مرگ طبیعی فوت کرده بوده و هیچ قتلی رخ نداده است، در این حالت موضوع منتفی بوده و صلح را باطل می‌کند.

اشتباه در جهت صلح

می‌دانید که جهت معامله امری شخصی است و عبارت است از امری که افراد را برای انجام معامله مایل می‌کند و صلح نیز به عنوان یک قرارداد یا معامله محسوب می‌شود و طبق توضیحات قبل حتی می‌تواند به جای بعضی عقود کاربرد داشته باشد؛ به عنوان مثال شخصی منزلی خریده تا در آن زندگی کند، در این معامله جهت همان قصد سکونت در آن منزل است.

باید در نظر داشت که اشتباه در جهت معامله در چنین مواقعی به اصل قرارداد لطمه‌ای وارد نمی‌کند و از آنجا که عقد صلح نیز از انواع قرارداد است، این مسئله در مورد آن صادق است. از طرف دیگر بر اساس قانون اگر صلح با اکراه انجام شود، صحیح نخواهد بود و اگر فریب یا تدلیسی از سوی یکی از طرفین در مورد قرارداد رخ داده باشد، برای طرف مقابل اختیار فسخ در نظر گرفته می‌شود.

صلح در دادگاه

صلحی که در شوراهای حل اختلاف و دادگاه‌ها به عنوان یک قرارداد تنظیم می‌شود در خصوص طرفین قرارداد، قائم مقام قانونی آنها و ورثه آنها معتبر و نافذ و قابل اجرا خواهد بود؛ مفاد چنین قراردادی مثل احکام دادگستری اجرا می‌شود. اگر سازش در دادگاه انجام شود، دادگاه شرایط و موضوع آن را به همان صورتی که واقع شده صورتجلسه کرده و قاضی و طرفین دعوی آن را امضاء خواهند کرد.

صلح خارج از دادگاه

طبق قانون سازش می‌تواند خارج از دادگاه و در دفاتر اسناد رسمی نیز انجام شود یا اینکه به صورت عقد صلح غیررسمی و به صورت دستی بین طرفین دعوی تنظیم شود و به امضای دو نفر شاهد معتبر برسد؛ در این صورت اگر دعوایی پیش از این رخ داده باشد و پرونده در دست پیگیری توسط دادگاه باشد، طرفین و شاهدان باید در دادگاه حضور پیدا کرده و صحت قرارداد را تأیید کنند تا دادگاه آن را صورتجلسه کند و به امضای قاضی و طرفین برسد.

باید بدانید که اگر طرفین بدون عذری موجه در دادگاه حاضر نشوند، ادامه دادرسی انجام شده و درباره اصل دعوا تصمیم‌گیری خواهد شد. با این حال اگر صلحی به استناد سند رسمی و در دفاتر اسناد رسمی انجام شود، مطابق ماده ۱۸۱ قانون آیین دادرسی مدنی، باعث ختم رسیدگی در دادگاه خواهد بود.

لزوم معلوم بودن موضوع صلح

بر اساس قانون باید حتما محل اختلافی وجود داشته باشد تا قرارداد سازشی تنظیم شود، یا اینکه برای جلوگیری از دعوایی که احتمال به وقوع آن داده می‌شود، سازش انجام گیرد؛ و در حالت سوم طبق شرایط قانونی می‌تواند به جای عقودی که پیش از این برخی از آنها نام برده شد، کاربرد داشته باشد.

بنابراین معلوم بودن موضوع برای ایجاد قرارداد صلح الزامی است؛ امّا نکته مهم دیگری که در این رابطه وجود دارد این است که جهت و موضوع این عقد حتما باید مشروع و قانونی باشند تا درستی و صحّت آن مورد تأیید باشد.

امکان صلح درباره دعوای خصوصی ناشی از جرم

در مفهوم عام سازش در دعاوی حقوقی و کیفری و خانوادگی قابل اجرا است. می‌دانید که اگر سازش در مورد دعاوی ناشی از جرم باشد، آن جرم باید جزو جرائم قابل گذشت تلقی شود، یعنی جزو جرائمی باشد که طبق قانون با رضایت شاکی، رسیدگی، تعقیب متهم و اجرای حکم متوقف شوند.

البته این گذشت باید به صورت صریح و بدون هیچ قید و شرطی باشد و به گذشت‌هایی که معلّق و مشروط هستند، در محکمه اعتنایی نخواهد شد. به عبارت دیگر رضایت باید بدون ابهام و شروط باشد.

اثر صلح در روابط بین دو طرف

بر اساس ماده ۷۶۶ قانون مدنی، اگر طرفین دعوی طبق قرارداد صلح تمام ادعاهای فرضی و واقعی خود را در ازای گرفتن مبلغ یا مالی به دیگری ببخشند، تمام دعاوی آنها درباره آن موضوع داخل در صلح محسوب شده و بعدا حق اقامه دعوی نخواهند داشت مگر اینکه ادعای جدید آنها از موارد مشمول عقد صلح خارج باشد.

اثر صلح نسبت به شخص ثالث

همیشه می‌توان در عقد صلح به نفع شخص ثالث، شرطی را لحاظ کرد؛ مثلا دو نفر با هم درباره موضوعی قرارداد سازش امضاء می‌کنند، مشروط بر اینکه یکی از آنها کاری را به نفع شخص سومی انجام دهد. علاوه بر این می‌توان شرط کرد که منفعت شرطِ یاد شده به ورثه شخص سوم منتقل شود.

هم‌چنین باید بدانید که در صورت ورشکسته شدن فرد متعهد در چنین قراردادی، شرط این قرارداد فسخ نخواهد شد و فرد سوم در زمره طلبکاران فرد متعهد شناخته می‌شود، امّا اگر حین قرارداد صلح شرط شده باشد که در صورت ورشکستگی فرد متعهد، شرط اول منتفی است، این شرط صحیح خواهد بود.

باید توجه داشت چنانچه در ضمن انعقاد عقد صلح، شرطی قرار داشته باشد که تعهدی برای ثالث ایجاد می‌کند، این شرط بدون رضایت و موافقیت شخص ثالث مؤثر نخواهد بود. به عبارت دیگر طرفین عقد صلح بدون رضایت ثالث نمی‌توانند به او مراجعه کرده و درخواست اجرای تعهد را بنمایند.

سخن پایانی

چنانچه در مطالب قبلی بیان شده عقد صلح می تواند یک گزینه مناسب برای اختلاف در طرفین قرارداد مورد استفاده قرار گیرد. در تمام دعواهایی که امکان مصالحه در آنها وجود دارد، بهتر است که از وکیل مجرّب و مشاور حقوقی آگاه کمک گرفته شود که با وجود پلتفرم حقوقی ترازو دیگر نگران این موضوع نخواهید بود.

۵/۵ - (۱ امتیاز)

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۲ دیدگاه ثبت شده
حسین شهریور 18, 1400
پاسخ

با سلام و احترام خدمت شما وکیل محترم و گرامی
به عرض شما می‌رسانم که بنده امسال با توجه به اتهام کیفری از طرف شخصی مجبور به تحمل حبس تا صادر شدن حکم نهایی شدم و در زندان ضمن اینکه متوجه شدم همسرم با خانم متشاکی برای به حبس کشیدن من همدستی کرده بلکه با تهدید ایشان و پدرشان و به زور و اکراه در زندان مجبور به امضای صلحنامه‌ای در مبنی بر انتقال منزل و متعلقات و وسایل آن به همسرم شدم و به ناچار این امر صورت گرفت اما در دفتر اسناد رسمی به رسمیت نرسیده است. با توجه به اینکه این صلحنامه در شرایط غیر عادی و با تهدید و اجبار از بنده گرفته شده است آیا بنده باید تعهدی را که امضاء شده رسمیت بدهم یا می‌توانم درخواست ابطال صلحنامه و اعلام کلاهبرداری را برای ایشان بنمایم؟ با سپاس از لطف و محبت شما

کارشناس حقوقی ترازو شهریور 20, 1400
پاسخ

سلام حسین عزیز. بله این موضوع مصداق بارز اجبار هست و می‌تونید درخواست ابطال معاملات رو از دادگاه بخواهید. پیشنهاد می‌کنیم از وکیل متخصص در این موضوع استفاده کنید. همچنین می‌تونید از طریق سایت ما درخواست معرفی وکیل خودتون رو ثبت کنید.

پشتیبانی