بطلان معامله با ابطال معامله متفاوت است؟

بطلان معامله با ابطال معامله متفاوت است؟

۱۳ خرداد ۱۴۰۵
  /  
منتشر شده در بلاگ
،

در بسیاری از مواقع، آشنایی با اصطلاحات حقوقی می‌تواند افراد را از درگیر شدن با مشکلات حقوقی پیچیده‌ای، نجات دهد. از جمله اصطلاحاتی که ممکن است در معاملات یا قراردادهای مختلف شنیده باشید، «بطلان» و «ابطال» معامله است. شاید در نگاه اول، این ۲ اصطلاح معانی یکسان یا نزدیکی داشته باشند، اما این دو مقوله بسیار متفاوت هستند. در این مقاله از بلاگ حقوقی ترازو، با تفاوت بطلان و فسخ یا ابطال معامله آشنا می‌شوید.

معامله باطل و آثار آن

برای درک بهتر تفاوت بطلان و فسخ معامله باید ابتدا معنای هر یک از این اصطلاحات در علم حقوق را بدانیم.

  • معامله یا قرارداد باطل به معامله یا قراردادی گفته می‌شود که بنابر دلایلی از همان ابتدا بی‌اثر بوده است. یعنی اساسا از نظر حقوقی منعقد نشده تا بتواند تأثیری هم داشته باشد. اگر بخواهیم قرارداد را به یک موجود زنده تشبیه کنیم، قرارداد باطل از همان ابتدا مرده متولد شده است.
  • معامله قابل ابطال یا فسخ، در مقابل واژه معامله باطل قرار دارد. این معامله به ‌درستی منعقد شده، اما به دلایلی امکان ابطال معامله وجود دارد. در واقع، معمولا آثار حقوقی معامله قابل فسخ یا ابطال، تا زمان فسخ به قوت خود باقی است، اما پس از آن، فاقد اثر حقوقی خواهد بود.

حق فسخ یا ابطال قرارداد به معنای حق بر هم زدن قرارداد، بدون نیاز به رضایت طرف مقابل و به صورت یک‌طرفه است. در برخی معاملات، حق فسخ برای طرفین قرارداد یا یکی از آنها در نظر گرفته می‌شود. او می‌تواند با استناد به این حق، قرارداد را تحت شرایطی که پیش‌بینی شده، از جانب خود و یک‌طرفه بر هم بزند.

دلایل اصلی بطلان یک معامله

بطلان معامله بنا بر دلایلی رخ می‌دهد. این دلایل با شرایط صحت معامله که در ماده ۱۹۰ قانون مدنی ذکر شده، مرتبط است. در واقع، اگر هنگام انعقاد یک معامله، شرایط ذکر شده در این ماده قانونی وجود نداشته باشند، آن معامله از همان ابتدا باطل است و اثراتی مانند انتقال مالکیت را نخواهد داشت. بر این اساس، دلایل اصلی بطلان معامله عبارت‌ است از:

۱- نبود قصد طرفین برای انعقاد معامله: در صورتی که یکی از طرفین یا حتی هر دو، هنگام انعقاد معامله به دلایلی مانند مستی، قصد انعقاد معامله را نداشته باشد، معامله باطل است.

۲- نداشتن رضایت طرفین برای انعقاد قرارداد: برای انعقاد قرارداد، باید هر دو طرف از شرایط قرارداد و انعقاد آن راضی باشند. اگر یکی از طرفین به دلایلی مانند اجبار، قرارداد را امضا کرده باشد و بتواند این موضوع را در دادگاه به اثبات برساند، قرارداد از همان ابتدا باطل خواهد شد.

۳- عدم اهلیت طرفین معامله: یک معامله زمانی از نظر قانونی صحیح است که طرفین معامله اهلیت داشته باشند؛ به این معنا که محجور (صغیر، مجنون یا سفیه) نباشند.

۴- نبود موضوعی معین برای معامله: طرفین باید برای یک موضوع معین معامله کنند؛ به این معنا که به طور مثال، هر دو در زمان انعقاد معامله یک خانه بدانند که از کدام خانه، با چه مشخصات و در چه مکانی، صحبت می‌کنند.

۵- نداشتن مشروعیت برای انجام معامله: معامله‌ای که انجام می‌شود نباید طبق قوانین ایران نامشروع باشد. به عنوان مثال، معامله انگور برای تهیه مشروبات الکلی به دلیل نامشروع بودن برای معامله، باطل است.

۶- موارد خاص: ممکن است معامله‌ای، طبق برخی قوانین معین باطل باشد. به طور مثال، طبق ماده ۴۲۳ قانون تجارت، برخی معاملات تاجر ورشکسته، پس از صدور حکم ورشکستگی باطل است.

اگر درگیر معامله‌ای هستید، می‌توانید اطلاعات اولیه حقوقی و سوالات ابتدایی خود را به رایگان از هوش مصنوعی ترازو، در هر ساعتی از شبانه‌روز بپرسید.

پرسش حقوقی، پاسخ فوری

سوالت رو با ترازو مطرح کن؛ ما شفاف و سریع جواب می‌دیم.

دلایل اصلی ابطال یا فسخ معامله

مطابق با قوانین کشور برخی عقود برای انجام معامله لازم هستند. به این معنا که هیچ ‌یک از طرفین آن عقود نمی‌توانند آنها را بر هم زنند، مگر اینکه طبق قانون یا به موجب قرارداد مورد نظر برای آنها حق فسخ در نظر گرفته شده باشد. نمونه‌هایی از خیارات قانونی که در ماده ۳۹۶ قانون مدنی مورد اشاره قرار گرفته‌اند، عبارت است از:

۱- خیار غبن: در برخی از قراردادها، اگر یکی از طرفین به دلیل اختلاف قیمت آشکار مورد معامله با قیمت واقعی آن در بازار، دچار ضرر و زیان فراوانی شود، بعد از آگاهی از این مساله می‌تواند معامله را فسخ کند.

۲- خیار عیب: در صورتی که پس از انعقاد معامله، مشخص شود که مورد معامله معیوب بوده، مشتری می‌تواند آن را با گرفتن ارش (غرامت) قبول کند یا معامله را فسخ کند.

۳- خیار تدلیس: اگر یکی از طرفین معامله، عیب مورد معامله را با فریبکاری مخفی کند، طرف دیگر پس از آگاهی از این موضوع، می‌تواند آن معامله را فسخ کند.  

اثبات بطلان معامله در دادگاه

مهم‌ترین تفاوت بطلان و فسخ یا ابطال معامله در شرایط اثبات آن است. معاملات از نظر قانونی صحیح هستند، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. بنابراین، برای اثبات بطلان یک قرارداد باید دلایل و مدارک قاطع و محکمه‌پسند به دادگاه ارائه شود. دادگاه مرجع نهایی اعلام بطلان این دسته معاملات است.

در مقابل، حق ابطال یا فسخ معامله معمولاً در قراردادها مشخص شده و مورد توافق طرفین قرار می‌گیرد. به همین دلیل محاکم قضایی کمتر در این زمینه دخالت می‌کنند. مگر در مواردی که طرفین درباره فسخ معامله یا آثار آن با یکدیگر اختلاف داشته باشند و برای حل آن به دادگاه مراجعه کنند. معمولا در این شرایط، دادگاه بر اساس شرایطی که طرفین برای فسخ قرارداد پیش‌بینی کرده‌اند یا شرایط قانونی فسخ معاملات، حکم می‌دهد. مشاوره با یک وکیل می‌تواند در این مورد خاص، از بروز مشکلات مالی پیشگیری کند. فراموش نکنید که شما همواره امکان دریافت مشاوره تلفنی و آنلاین از وکلای ترازو را دارید.

جواب حقوقی‌ات رو همین الان بگیر

ترازو سریع‌ترین راه برای رسیدن به پاسخ‌های حقوقی قابل اعتماد است

استرداد ثمن و مثمن در زمان بطلان و ابطال معامله

از جمله آثار بطلان قرارداد، استرداد ثمن و آنچه مورد معامله بوده، است. در صورتی که یک قرارداد باطل اعلام شود، طبق آرای وحدت رویه شماره ۸۱۱ در تاریخ ۱۴۰۰/۴/۱ و شماره ۷۳۳ مورخ ۱۳۹۳/۷/۱۵ هیأت عمومی دیوان عالی کشور، مبیع و ثمن کماکان در مالکیت بایع و مشتری باقی می‌مانند؛ یعنی چنین قراردادی فاقد اثراتی نظیر انتقال مالکیت است. همچنین، اگر بعد از قبض ثمن، مبیع کلا یا جزئا مستحق للغیر درآید (مشخص شود مبیع یا بخشی از آن متعلق به دیگری بوده)، بایع ضامن است و باید ثمن را مسترد دارد. در صورت جهل مشتری به وجود فساد معامله نیز بایع باید غرامات وارد شده بر مشتری را پرداخت کند. از آنجایی که در این شرایط، ثمن در اختیار بایع بوده، در صورت کاهش ارزش ثمن و اثبات آن در دادگاه، بایع قانوناً ملزم به جبران آن است.

در زمان ابطال یا فسخ معامله، نیز باید مبیع و ثمن به طرفین معامله بازگردانده شود. این موضوع در رویه قضایی از جمله رأی وحدت رویه شماره ۸۱۰ هیأت عمومی دیوان عالی کشور در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۴، مورد اشاره قرار گرفته است. به موجب این رأی وحدت رویه، چنانچه در ضمن عقد بیع، شرط شود در صورت عدم پرداخت اقساط ثمن در مواعد تعیین شده، فروشنده حق فسخ و استرداد مبیع را دارد، با تحقق شرط و اعمال حق فسخ ولو اینکه خریدار بدون در نظر گرفتن حق فسخ، مبیع را به شخص دیگری فروخته باشد، مبیع باید به بایع مسترد شود و عدم اطلاع خریدار بعدی از شرط مذکور با توجه به درج آن در متن قرارداد، به اقتضای رفتار متعارف اشخاص و حق تقدم مالک، موجب بی‌اثر شدن شرط و زوال حق مالک اولیه نسبت به عین مال نخواهد بود.

سخن پایانی

بطلان یک معامله به این معناست که آن معامله از ابتدا فاقد اثر حقوقی بوده است. در چنین شرایطی، اگر به عنوان مثال، مبیع و ثمن انتقال یافته باشند، باید به بایع و مشتری بازگردانده شوند چون در واقع، انتقال مالکیتی رخ نداده است. در مقابل، ابطال یا فسخ یک معامله، آثار حقوقی آن معامله از ابتدای قرارداد تا زمان فسخ را از بین نمی‌برد.

آگاهی از شرایط ابطال یا بطلان معامله و آثار هر یک، می‌تواند شما را از بسیاری از دردسرها و ضررهای احتمالی ناشی از انعقاد معاملات مربوطه نجات دهد. در صورتی که هنوز هم در این زمینه با سؤال یا ابهامی مواجه هستید، می‌توانید آن را با وکلا و مشاوران حقوقی ترازو در میان بگذارید. در ترازو، بهترین وکلای کشور همواره آماده هستند تا به سؤالات شما در اسرع وقت پاسخ دهند یا همراه شما در پرونده‌های مربوطه باشند.

پرونده‌ات رو به وکیل بسپار

از مشاوره تا پیگیری پرونده، وکلای ترازو همراهت هستن

سؤالات متداول

آیا معامله فضولی باطل است یا غیر نافذ؟

غیرنافذ.


آیا معامله باطل نیاز به رأی دادگاه دارد؟

در برخی موارد ممکن است به رأی دادگاه نیاز داشته باشد.


آیا معامله قابل فسخ، خودبه‌خود باطل می‌شود؟

خیر، اگر فردی که حق فسخ دارد، از این حق خود استفاده کند و معامله را فسخ کند، این معامله باطل می‌شود.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *