آزادی بیان در قانون اساسی ایران

آزادی بیان در قانون اساسی ایران

مهر 24, 1401
  /  
منتشر شده در مقالات
،
سایر مسائل حقوقی
،
مشاوره حقوقی با وکیل

آزادی بیان از آن دست عباراتی است که در ظاهر مفهومی روشن دارد، اما در واقع هر قدر بیشتر برای توضیح آن تلاش می‌کنیم، بر سخت بودن این کار بیشتر پی می‌بریم. در این مقاله نیز ما قصد نداریم تا به تعریف فلسفی یا سیاسی این مفهوم بپردازیم، چنانچه در اغلب اسناد ملی و بین‌المللی نیز تنها به بیان مصادیق آزادی بیان و مصادیق محدودکننده آن پرداخته شده است. بنابراین تلاش می‌کنیم تا با بیان مصادیق و توضیحاتی، این مفهوم را خصوصا در قوانین کشورمان روشن‌تر کنیم.

آزادی بیان چیست؟

در یک نگاه کلی می‌توان گفت آزادی بیان حق طبیعی هر انسان است بر داشتن هرگونه عقیده، بدون این که بابت آن مواخذه شده و از آن سوال شود. همچنین این عقیده تا جایی که به حقوق دیگران و ارزش‌های هنجاری جامعه آسیبی نرساند، می‌تواند بیان گردد. حکومت‌ها باید این اصل کلی را تضمین کنند تا فرد بدون ترس از عواقب بیان نظرات خود، بتواند عقاید و آرای خود را ابراز کند. به عبارت دیگر آزادی بیان به این معناست که در یک جامعه، ابزارهای محدودکننده ناعادلانه برای بیان نظرات افراد وجود نداشته باشد. به عنوان مثال اگر قانونی تصویب شود که انتقاد به روال‌های اداری و اجتماعی را جرم‌انگاری کند، این قانون ابزاری ناعادلانه جهت محدود کردن آزادی بیان خواهد بود.
البته آزادی بیان تنها به معنای آزادی کلام و سخن نیست؛ بلکه ابعاد دیگری همچون حق دسترسی به اطلاعات، حق دسترسی به تکنولوژی‌های جدید اطلاع‌رسانی از جمله اینترنت، حق آزادی بیان در قالب آثار ادبی و هنری، حق آزادی مطبوعات و تبلیغات تجاری، را نیز شامل می‌شود.

آزادی بیان در دین اسلام

با نگاه به قرآن کریم، به عنوان اصلی‌ترین منبع دینی در بین مسلمانان، می‌توان دریافت که آزادی بیان امری پذیرفته شده است. اصل و اساس اسلام با دعوت به شنیدن سخن و رای و نظر افراد مختلف و انتخاب بهترین آنها برای رسیدن به حق به وجود آمده است. همچنین در جای جای قرآن، خداوند انسان را به تفکر و تدبر فراخوانده است. همچنین پیامبران الهی در مبارزه با باطل از آنها طلب برهان و دلیل کرده و خود به اقامه دلیل پرداخته‌اند. بنابراین می‌توان کاملا مشاهده کرد که آزادی بیان به معنی بیان عقاید در اسلام نیز پذیرفته شده و کشور ما نیز که کشوری اسلامی است باید این امر را در قوانین و اجراییات خود بازتاب دهد.

آزادی بیان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

قانون اساسی ما نیز با الهام از قرآن کریم، اصل آزادی بیان و عقیده را پذیرفته است. اصل ۲۳‌ام قانون اساسی اشعار می‌دارد: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.» البته در این اصل آنچه بیشتر مورد تاکید قرار گرفته، عدم تفتیتش عقاید و تعرض و مواخذه به واسطه داشتن یک عقیده است. در واقع نوعی تفاوت میان آزادی عقیده و آزادی بیان را در این اصل شاهد هستیم. این امر شاید از آنجا نشات می‌گیرد که در تمامی جوامع، آزادی بیان دارای قیودی است که باید حد و حدود آزادی بیان را مشخص کند.
در اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان می‌شود که: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.» طبیعتا وقتی مطبوعات که میزان تاثیرگذاری آنان به مراتب بیش از ابراز عقیده اشخاص است، در بیان مطالب و نقدهای خود آزادند، دیگر افراد عادی نیز به طریق اولی آزاد خواهند بود. گرچه این اصل دو محدودیت را برای این اصل اعمال کرده که بیشتر به آنها خواهیم پرداخت.

آزادی بیان در اسناد بین‌المللی

آزادی بیان در اسناد بین‌المللی نیز مورد تاکید قرار گرفته است. در اعلامیه حقوق بشر در ماده ۱۹ چنین می‌خوانیم: «هر انسانی محق به داشتن آزادی عقیده و [آزادی] بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است.» همچنین ماده ۱۹ میثاق حقوق مدنی و سیاسی نیز بیان ‌می‌دارد:

  1. هیچ کس را نمی‌توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.
  2. هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سر حدات، خواه شفاهاً یا به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود می‌باشد.
  3. اعمال حقوق مذکور در بند ۲ این ماده مستلزم حقوق و مسئولیت‌های خاص است و لذا ممکن است تابع محدودیت‌های معینی بشود که در قانون تصریح شده و برای امور ذیل ضرورت داشته باشد:
    الف- احترام حقوق با حیثیت دیگران.
    ب- حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی‌یا سلامت یا اخلاق عمومی.

ماده بیست و دوم اعلامیه حقوق بشر اسلامی نیز بیان می‌کند:

  • هر انسانی حق دارد نظر خود را به هر شکلی که مغایر با اصول شرعی نباشد، آزادانه بیان دارد.
  • هر انسانی حق دارد برای خیر و نهی از منکر بر طبق ضوابط شریعت اسلامی دعوت کند.
  • تبلیغات یک ضرورت حیاتی برای جامعه است و سوءاستفاده و سوءاستعمال آن و حمله به مقدسات و کرامت انبیا یا به کارگیری هر چیزی که منجر به ایجاد اختلال در ارزش‌ها یا متشتت شدن جامعه یا زیان یا متلاشی شدن اعتقاد شود، ممنوع است.
  • برانگیختن احساسات قومی یا مذهبی و یا هر چیزی که منجر به برانگیختن هر نوع حس تبعیض نژادی گردد، جایز نیست.

بنابراین مشاهده می‌شود که اصل آزادی بیان، امری کاملا پذیرفته شده در قوانین و مقررات ملی و بین‌المللی است. تنها نکته قابل بحث حدودی است که این قوانین برای آزادی بیان مشخص کرده‌اند که باید مورد بررسی قرار بگیرد.

آزادی بیان در قوانین ایران

در قوانین ایران گرچه به صورت مستقیم به این حق اشاره نشده، اما قانون اساسی به عنوان قانون مادر حاکم بر تمامی قوانین عادی، این حق را به رسمیت شناخته است. همچنین اسناد بین‌المللی مانند میثاق حقوق مدنی و سیاسی در مجلس ایران تصویب شده و در حکم قانون داخلی ما هستند. دولت جمهوری اسلامی نیز منشوری تحت عنوان منشور حقوق شهروندی را تدوین و در سال ۱۳۹۵ آن را به مردم ابلاغ کرد. مواد ۲۵ الی ۲۹ این منشور به حق آزادی بیان اختصاص داشته که بدین شرح است:

ماده ۲۵- شهروندان از حق آزادی اندیشه برخوردارند. تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به‌صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.

ماده ۲۶- هر شهروندی از حق آزادی بیان برخوردار است. این حق باید در چارچوب حدود مقرر در قانون اعمال شود. شهروندان حق دارند نظرات و اطلاعات راجع به موضوعات مختلف را با استفاده از وسایل ارتباطی، آزادانه جستجو، دریافت و منتشر کنند. دولت باید آزادی بیان را به‌طور خاص در عرصه‌های ارتباطات گروهی و اجتماعی و فضای مجازی ازجمله روزنامه، مجله، کتاب، سینما، رادیو، تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی و مانند این‌ها طبق قوانین تضمین کند.

ماده ۲۷- شهروندان حق دارند اندیشه، خلاقیت و احساسِ خود را از طرق مختلف آفرینش فکری، ادبی و هنری با رعایت قوانین و حقوق دیگران بیان کنند.

ماده ۲۸- شهروندان از حق نقد، ابراز نارضایتی، دعوت به خیر، نصیحت در مورد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی برخوردارند. دولت موظف به ترویج و گسترش فرهنگ انتقادپذیری، تحمل و مداراست.

ماده ۲۹- دولت از آزادی، استقلال، تکثر و تنوع رسانه‌ها در چارچوب قانون حمایت می‌کند. هیچ مقامی حق ندارد برخلاف موازین قانونی برای انتشار یا عدم انتشار اطلاعات یا مطالب درصدد اعمال فشار بر مطبوعات و سایر رسانه‌ها برآید یا به سانسور یا کنترل نشریات و سایر رسانه‌ها مبادرت نماید.

محدودیت‌های حق آزادی بیان در قوانین ایران

از آنچه که در قانون اساسی و قوانین دیگر بر‌می‌آید، می‌توان دو نوع محدودیت را برای حق آزادی بیان در قوانین ما در نظر گرفت: نخست آنچه که حقوق اشخاص را مورد تعرض قرار دهد و دوم آنچه که با نظم و امنیت عمومی در تعارض باشد.
البته مهمترین نکته در این باره این است که تمامی محدودیت‌های احتمالی، صرفا باید توسط قانون اعمال گردد تا جلوی اعمال سلیقه شخصی افراد گرفته شود. همچنین قانونی که محدودکننده است باید کاملا روشن و واضح بوده و از هرگونه کلی‌گویی و ابهام بپرهیزد.

آیا آزادیم درباره افراد هرگونه حرفی را به زبان آوریم؟

همانطور که گفته شد، اگر بیان انسان منجر به تعرض به حقوق اشخاص شود، ممکن است ما در دادگاه مجرم شناخته شویم. در صورتیکه گفتار فرد حاوی فحاشی و توهین یا نسبت دادن جرمی به فرد باشد و نتواند آن را در دادگاه صالح اثبات کند، فرد مرتکب یکی از جرایم توهین یا افترا گشته است. بنابراین در اظهارنظرها باید این امر را در نظر داشت.

آزادی بیان تا چه میزان ممکن است؟

گفتیم آزادی بیان نباید به حقوق اشخاص تعرض کند. همچنین آزادی بیان نمی‌تواند بهانه‌ای باشد برای زیر پا گذاشتن اخلاق حسنه و نظم عمومی. به همین خاطر توهین به عقاید مذهبی دیگران، توهین به اقوام و نژادها، توهین به مقدسات مذهبی، اقدام علیه امنیت ملی و سعی در تشویش اذهان عمومی و امثال آن، می‌تواند منجر به محکومیت فرد گردد.
یکی از مهمترین جرایمی که در قانون مجازات ما مورد استناد قرار می‌گیرد، جرم فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی است. بر اساس ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده): «هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه‌ها و سازمان‌های مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید، به حبس از سه ماه تا ‌یک سال محکوم خواهد شد. »
متاسفانه این ماده قانونی به شکلی مبهم بیان شده و حد و حدود فعالیت تبلیغی را مشخص نکرده است. البته آنچه مشخص است این است که فعالیت تبلیغی حکایت از نوعی حرکت مستمر داشته که هدفش بدنام کردن حاکمیت باشد. بنابراین انتقادات مصلحانه و یا صرف یک بار اظهارنظر را نمی‌توان مشمول این ماده دانست.

سخن پایانی

اصل آزادی بیان در قانون اساسی و قوانین ما پذیرفته شده ولی آنچه محل نزاع است، تضمین این حق توسط دولت است. یعنی شهروندان بدانند که در صورت بیان رای و نظر خود تحت تعقیب کیفری قرار نگرفته و حد و حدود آزادی بیان دقیقا چیست. این امر مستلزم ابهام‌زدایی از قوانین موجود و تصویب قوانین مورد نیاز است. اگر شما نیز در مورد حق آزادی بیان نیاز به مشاوره دارید، حتما از خدمات مشاورین و وکلای مجرب ما در پلتفرم حقوقی ترازو بهره‌مند شوید.

امتیاز دادن به این مقاله

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.